3n (namakdan) cave report

دهانه غار نمکدان 3- سال 1384 - عکس از کاظم فریدیان

به دنبال اجرای برنامه مجدد از غار نمکدان و بازدید از غار دانشجود در جزیره هرمز در سال جدید (1388) گزارش برنامه اولین پیمایش کامل تیم ایرانی به غار نمکدان در سال 85 به همراه نقشه ها و عکسهای برنامه و راهنمای سفر را میتوانید در اینجا دانلود کنید

فرمت pdf
سایز 4 مگا بایت
(این گزارش به همراه گزارش یخنوردی در فرانسه سال 2008 ، مقام اول سومین جشنوراه دو سالانه فیلم و گزارشهای کوهنوردی تهران سال 1387 را در بخش مکتوب به خود اختصاص دادند )


iceclimbing in Yakhmorad cave (ghar-e yakhmorad)!!




















































یخنوردی یا غارنوردی، مسئله این اینست!
وقتی آدم چند تا کار رو با هم انجام میده بهتر از در نمیاد!
آخه تقصیر من چیه که هم یخنوردی رو دوست دارم و هم غارنوردی رو و هم دوست دارم و هم عکاسی رو
جواد نظام دوست هم که بعد از اکسپدیشن بین المللی غارنوردی مدام گوشزد میکنه که بیائیم و مرد و مردونه فعالیتهای کوهنوردی و سنگنوردی رو کم کنیم و به غارنوردی حرفه ای بپردازیم و مثل موجوادت دو زیست نباشیم. فقط تک زیست بشیم و غارنوردی کنیم.
خوب از اونجایی که ترک عادت موجب مرضه و نمبتونیم تک زیست بشیم تصمیم گرفتم از بین اینها کارها، فعالیت جدیدی رو بوجود بیارم به نام غاخنوردی
نمیدونم، شایدم شوخی شوخی، جدی شد

بگذریم...
این عکسها متعلق به برنامه این هفته ما بود که به سرپرستی مجید کاشیان در غار یخ مراد انجام شد و دوستان زیادی در آن بودند. از آنجایی که همیشه تو ذهنم فکر میکردم که میشه تو غار یخ مراد یخنوردی کرد یا نه، وسایل یخنوردی رو هم در کنار وسایل غارنوردیم برداشتم و وارد برنامه شدم.
البته این کار جدی نیست و فقط جنبه تفریح داره، البته برای یخنوردی داخل غار یخ مراد شما باید از 3 چاه عبور کنید و خود را به عمق 30 متری غار برسونید.
این نقطه (تالار دماوند) سرد ترین قسمت غار است. در اینجا در فصل بهار که آب برف به داخل زمین نفود میکند در این منطقه تشکیل چکیده و کنده های یخی و آبشار یخی میدهد که بسیار زیبا هستند. کف این تالار همیشه پوشیده از یخ است و عمق یخ کف آن به 4 متر میرسد. در فصل بهار در وسط این تالار هرم یخی زیبایی به قطر 3 متر تشکیل میشود که شبیه به کوه دماوند است.
عکسهای زیبای این برنامه هم محصول مشترک من و علیرضا سعادت و دوست عکاس دیگری به نام سید عباس حسینی است که با او نیز در غار آشنا شدم و همچنین دوستان دیگر است که گاهی نقش مجسمه یا نقش پرژکتور یا فلاش دوم رو ایفا میکردند.



لینک مرتبط:

Batoon cave (GHar-e Batoon) expedition report


















































دومین همایش تخصصی غارنوردی ایران
غار بتون - اسفند 87


پیام جرج ونی، رییس پانزدهمین کنگره بین المللی غارنوردی و غارشناسی کرویل، تگزاس 2009 به همایش تخصصی غارنوردی در ایران:

این سایز کنگره نیست که آن را بزرگ میسازد، بلکه کیفیت افراد، اطلاعاتی که رد و بدل میکنند، ایده هایی که میسازند و دوستی که ایجاد میکند، آنرا بزرگ میسازد.
من خبرهای خوبی درباره آنچه غارنوردان ایرانی انجام میدهند شنیده ام و بدون شک می دانم که هر چند کوچک، همایش بزرگی خواهید داشت.
جرج ونی
کرویل، تگزاس



مقدمه:
مهر ماه 1387 یعنی همزمان با اکتبر 2008 ، ایران میزبان چهارده نفر از بهترین غارنوردان برجسته پنج کشور عضو اتحادیه جهانی غارشناسی (UIS) کرواسی، فرانسه، بلژیک، لبنان و سوییس بود که در بین این غارنوردان، چهره های شاخصی چون پروفسور ملادن گاراسیچ (استاد دانشگاه در رشته غار و کارست شناسی و رییس فدراسیون غارنوردی کرواسی)، دکتر فدی نادر (دبیر کل اتحادیه جهانی غارشناسی)، ژان پیر بارتولینز (رییس کمیته حفاظت از غارهای UIS )، دکتر نوِن بوچیچ (دکترای ژئومورفولوژی و متخصص نقشه برداری در غار)، کریشو بوگاچیچ (عضو تیم امداد و نجات در غار، کشور کرواسی)، بوریس وارتز (فیلم ساز بزرگ پدیده های کارستی)، ایگور یلنیچ (رییس کمیته غارنوردی فدراسیون کوهنوردی کرواسی) و جانی تواک (نایب رییس باشگاه غارنوردی لبنان) حضور داشتند.
در این اکسپدیشن بزرگ بین المللی غارنوردی که برای اولین بار در ایران و توسط باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند، و با حمایت انجمن کوهنوردان ایران و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار میشد، مباحث نوین غارنوردی و غارشناسی در زمینه نقشه بردای از غارها، امداد و نجات در غار، تکنیکهای استفاده از تک طناب در غار (SRT) ، عکاسی و فیلم برداری در غار و کاوش جهت پیدا کردن غارهای جدید ارئه گردید.
بدین ترتیب اولین گام جدی جهت علمی نمودن فعالیت های غارنوردی و پیوند آن با علم زمین شناسی و غارشناسی و ورود به عرصه غارنوردی نوین و حرفه ای برداشته شد.


دومین همایش تخصصی غارنوردی به همت انجمن کوهنوردان ایران و اعضای ایرانی اکسپدیشن بین المللی غارنودی 2008 و حمایت باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند، شرکت سرزمین خورشید، شرکت آفتاب و سایت کوهنوردی هم طناب و به میزبانی غارنوردان مشهد برگزار میگردد و سعی بر آن دارد که با ایجاد زمینه تبادل اطلاعات و اتحاد و همکاری، گامهای آغازین را در جهت پیشرفت غارنوردی و غارشناسی نوین در ایران بر دارد.
دیگر جاذبه این همایش، بازدید از غار بتون (طولانی ترین و عمیقترین غار شناسایی شده نیمه شرقی کشور) میباشد که یکی از پتانسیل های غارنوردی فنی در استان خراسان به شمار می آید.


غار بتون
طولانی ترین و عمیق ترین غار شرق ایران

غار بتون در حوالی 7 کیلومتری روستای چرمه از توابع شهرستان سرایانِ فردوس و در استان خراسان قرار دارد.
این غار در ارتفاع 2415 متری از سطح دریا قرار دارد و دارای دو دهانه است که دهانه اصلی آن از دور نمایان است و به سمت جنوب میباشد. ورودی دوم دوم آن تقریبا در بالای دهانه اصلی قرار دارد که میتوان با رسیدن به دهانه اصلی و صعود از کنار دهانه و تراورس به چپ، با کمی درگیری با صخره ها و صعود از آنها، به آن رسید.
قسمت اول غار با ورود از دهانه اصلی با شیب تند صخره ای و حدود 50 متر ارتفاع همراه است که برای پایین رفتن از آن احتیاج به لوازم فنی غارنوردی و طناب میباشد که این فرود شما را به تالار اول هدایت میکند و بازدید ساده از این قسمت غار (بدون انجام بررسی های غارشناسی) 4 ساعت زمان نیاز دارد. طول این بخش از غار حدود 2000 متر است.
قسمت دوم غار که به صورت چاه های پشت سر هم است احتاج به لوازم فنی بیشتر و تکنیکهای خاص غارنوردی است و ورود آن از دهانه بالایی صورت میگیرد. این قسمت از غار بسیار خطرناک و دیوارهای آن با سنگهای معلق ریزشی بزرگ پوشیده شده است که بازدید از این نیمه به علت خطرات بلقوه آن دقت بالایی را طلب میکند. در این قسمت شما با فرود از 5 حلقه چاه میتوانید به پایین ترین قسمت غار کع در عمق حدود 250 متری زیر زمین است و فصل مشترک بخش اول و بخش دوم است برسید.
اما مشخصات چاه های اصلی این غار از دهانه بالا عبارت است از:
چاه اول به عمق 14 متر
چاه دوم 42 متر که 20 متر انتهایی آن به صورت معلق در فضا بوده
چاه سوم 14 متر
چاه چهارم 22 متر
چاه پنجم 30 متر
کارگاه های (نقاط اتصال) این چاه ها متشکل از بولت و سیم بکسل 5 میلیمتری میباشد.
پس از رسیدن به انتهای چاه دوم، مسیر فرعی دیگری وجود دارد که از بدنه اصلی غار جدا شده و به قسمت فعال غار میرود. این مسیر خود دارای 3 چاه به عمق 15، 10 و 35 متر است که به یک تالار بسیار بزرگ ختم شده و سپس با یک صعود از تنوره ای کوتاه و یک حفره کوچک به یک چاه 15 متری دیگر و یک تالار و یک چاه 6 متری ختم میشود که این قسمت انتهای این قسمت از مسیر است.
اما کشف و پیمایش غار اصلی بتون در سال 1368 توسط گروه کوهنوردی آزادگان مشهد و ورودی دوم و فنی و پیمایش آن در سال 1380 توسط غارنورد دیگری از خراسان به نام رضا خوشدل صورت گرفت.


این همایش طی روزهای 6 تا 9 اسفند 1387 و با شرکت 24 غارنورد از 7 شهر برگزار گردید
دستاوردهای این همایش:
اما میتوان از دستاوردهای این همایش به آشنا کردن غارنوردان جدید با تکنیکهای جدید غارشناسی و غارنوردی و کار در سیستمهای فنی غار نوردی SRT و همچنین آموزش غارنوردان جدید با سیستم های نقشه برداری از غار اشاره کرد که در این چند روز طی کارگاه های آموزشی تئوری و عملی به غارنودان آموزش داده شد.
طی این برنامه و با همت بچه های تیم نقشه بردار غار پایینی به طوری کامل نقشه برداری شد و مایقی نقشه بردای غار (غار بالا) به برنامه های بعدی موکول شد. همچنین در این برنامه از تمامی قسمتهای این غار توسط تیم عکاسی و فیلم برداری تصاویر بسیاز ارزش مندی تهیه شد.
در این برنامه کارگاهای فرود این غار توسط تیم ثابت گذاری به سیستم اس آر تی تقییر پیدا کرد

شرکت کنندگان:
خراسان رضوی: جواد نظام دوست (سرپرست)، سعید هاشمی نژاد (کمک سرپرست)، ، حسین فرجی (امورثبت نام و مالی) ، حمید صفرزاده (امدادگر)، سارا عدالتیان (مسئول بانوان)، مهدی جهانگیری (کمیته فنی)، مرتضی غلامپور، مهدی لگزیان، مجید قاضی، مجتبی رهبرخواه، محمد خورشیدی، وحید اشرفی، مهدی عمیدی و لیلا مهذب (سرزمین خورشید)
تهران: کاظم فریدیان، افشین یوسفی، یوسف واقف، فاطمه واقف.
اصفهان: مهرداد حاجی هاشمی، امیر جلوانی.
آذربایجان غربی: ابراهیم بیرامیان، رحمان عباسپور.
آذربایجان شرقی: مهدی عباسوند.
قزوین: میترا معصومی.
لرستان: پرستو نجم سهیلی.
با سپاس از:
باشگاه کوهنوردی دماوند، شرکت سرزمین خورشید، سایت کوهنوردی هم طناب، قربان رمضانپور، امیر زرین، رضا خوشدل ، رضا قاسمی، حمید نظام دوست، آقای آریانژاد و دیگر دوستانی که ما را یاری نمودند.



نقشه غار پایینی بتون



منبع: بروشور دومین همایش تخصصی غارنوردی ایران- مشهد، اسفند 87


مطالب مرتبط

گزارش وحید اشرفی از همین اردو در سایت کوهنورد

گزارش این اردو در سایت هم طناب


ارسال: محسن عسگری- وبلاگ کلاهه
در هوای رقیق/جان کراکائور؛ترجمه :یحیی خویی.
تهران:نشرچشمه،1387

کوهنورد مشهور نیوزیلندی (۱۹۶۱ – ۱۹۹۶) است که بسیاری او را با فاجعه سال ۱۹۹۶ اورست که منجر به مرگ ۸ کوهنورد شد می‌شناسند. او در دهه ۹۰ با توانایی‌های خارق‌العاده خود به اوج شهرت در کوهنوردی رسید. ۵ بار فتح اورست در طول ۷ سال، فتح ۷ قله بزرگ قاره‌های مختلف (Seven Summits) در ۷ ماه برای اولین بار و… راب را به عنوان یکی از اسطوره‌های کوهنوردی مطرح کرد.
سال ۱۹۹۰
راب در ۱۹۸۸ با گری بال (Gary Ball) آشنا شد. راب و گری در سال‌های بعد به اتفاق هم کوهنوردی می‌کردند. آنها در سال ۹۰ به قصد فتح ۷ قله مرتفع قاره‌ها (Seven Summits) کار خود را با فتح اورست در می ۱۹۹۰ آغاز و با فتح وینسن مسیف در دسامبر ۱۹۹۰ تنها چند ساعت پیش از پایان زمان ۷ ماهه به پایان بردند. در واقع سال ۹۰ نقطه‌ی عطفی در زندگی هال بود. او برای اولین بار اورست را فتح کرد و در جریان آن با همسر آینده‌اش جان آرنولد (Jan Arnold) آشنا شد. جان یک دکتر است و در آن زمان در یک کلینیک پایین‌تر از کمپ اصلی کار می‌کرد. راب پس از صعود موفقیت‌آمیز، به کلینیک رسید و از جان دعوت کرد که با هم به قله مک‌کینلی صعود کنند. آنها چند سال بعد با هم ازدواج کردند.در سال‌های بعد جان به عنوان پزشک تیم در فتح اورست راب را همراهی می‌کرد. در فاجعه سال ۹۶ نیز قرار بود که همراه او باشد ولی در آن زمان ۷ ماه از بارداریش می‌گذشت و نمی‌توانست به کوه برود.
تجارت کوهنوردی
پس از موفقیت های سال ۹۰، راب و گری به این نتیجه رسیدند که برای نگه داشتن اسپانسرها هر صعودی باید به شکل ریسکی و خطرناک انجام شود و این ممکن است برای آنها حادثه بیافریند.راب و گری کوه‌نوردی حرفه‌ای را ترک کرده و به رؤیای خود، یعنی تأسیس یک شرکت برای بردن مشتریان به قله‌های مرتفع دنیا جامه‌ی عمل پوشاندند. شرکت آنها در سال ۱۹۹۲ تأسیس و به زودی مشهور شد. آنها در سال اول ده مشتری داشتند که شش نفر آنها موفق به فتح قله شدند. در سال ۱۹۹۳راب و گری بار دیگر گروهی از مشتریان را با موفقیت به قله اورست رساندند ولی در جریان صعود گری دچار خونریزی از سینوزهایش شد و نتوانس قله را فتح کند. خونریزی سینوزهای گری مقدمه اتفاقی بود که چند ماه بعد رخ داد. در ماه اکتبر گری در جریان فتح قله Dhaulagiri در نپال به دلیل التهاب ریوی درگذشت. راب جسد او را در گودالی در ارتفاع ۶۰۰۰ متری دفن کرد.پس از آن راب کسب و کاری را که آغاز کرده بودند به تنهایی ادامه داد. تا سال ۱۹۹۶ او ۳۹ نفر را در فتح موفقیت‌آمیز اورست همراهی کرده و خود بیش از هر کوهنورد دیگری غیر از شرپاها (راهنماهای بومی نپال) اورست را فتح کرده بود. با اعتباری که برای خود و شرکتش کسب کرده بود هزینه‌ای چند برابر شرکت‌های دیگر برای رساندن کوهنوردان به اورست دریافت می‌کرد (۶۵۰۰۰ دلار آمریکا). شهرت او در صعودهای مطمئن و ایمن علاقمندان را از سراسر دنیا جذب می‌کرد.
صعود سال ۱۹۹۶
در سال ۱۹۹۶ شرکت او با ۸ کوهنورد و ۳ راهنما (شامل خود راب) راهی اورست شد. کمی پس از نیمه شب ۱۰ می ۱۹۹۶، آنها به همراه تیم مشابهی از شرکت مانتین مدنس و کوهنوردانی از تایوان و هند، کمپ ۴ (آخرین کمپ مسیر جنوبی قله) را به قصد فتح اورست ترک کردند.صعود آنها به زودی با تأخیرهایی همراه شد. زمانی که کوهنوردان به پلکان هیلاری (دیواره سنگی نزدیک قله اورست) رسیدند، متوجه شدند که نصب طناب‌های لازم برای صعود بر خلاف انتظار از پیش انجام نشده است. کوهنوردان مجبور شدند حدود یک ساعت منتظر نصب طناب‌ها توسط راهنماها بمانند. ۳۳ کوهنورد می‌بایست در یک روز به قله صعود می‌کردند و راب از کوهنوردان خواسته بود که با فاصله ۱۵۰ متری از یکدیگر حرکت کنند. تعداد زیاد صعود کنندگان باعث ایجاد ازدحام در پلکان هیلاری شد به طوری که بیشتر کوهنوردان نتوانستند پیش از ساعت ۲ بعد از ظهر به قله برسند. این ساعت به عنوان آخرین زمان امن برای فتح قله است. کوهنوردانی که پس از آن زمان قله را فتح می‌کردند ممکن بود نتوانند پیش از فرا رسیدن شب و سردی هوا به کمپ ۴ بازگردند. خود راب در ساعت ۲:۲۵ به قله رسید. "پنجمین صعود او به اورست." در این زمان، داگ هانسن، یکی از از کوهنوردان شرکت راب هنوز در حال صعود به سمت قله بود.
طوفان بر بام دنیا
حدود ساعت ۳ چند نفر از شرپاهای شرکت راب شروع به پایین آمدن از قله کردند. آنها در مسیر خود به داگ هانسن برخوردند و از او خواستند که با آنها پایین بیاید ولی هانسن مخالفت کرد. راب در مسیر بازگشت به آنها رسید و از آنها خواست تا برای کمک به سایر کوهنوردان پایین بروند و خود برای کمک به داگ هانسن که با اتمام ذخیره کپسول اکسیژنش دچار مشکل شده بود ماند. در ساعت ۵ بعد از ظهر کولاکی از سمت جنوب غربی اورست آغاز و موجب کاهش دید و ناپیدا شدن مسیر بازگشت به کمپ ۴ شد. کمی پس از آن راب با بیسیم درخواست کمک کرد و گفت که داگ هانسن بیهوش شده اما هنوز زنده است. چند بار از او خواسته شد که هانسن را رها کند و به تنهایی پایین بیاید اما راب هر بار مخالفت کرد. در ساعت ۵:۳۰ اندی هریس، یکی از راهنماها با کپسول اکسیژن و آب به سمت پلکان هیلاری حرکت کرد. شدت طوفان آنها را مجبور کرد که شب را در کوه بگذرانند. در بادی که با سرعت بسیار زیاد می‌وزید و در هوایی به سردی ۱۰۰ درجه سانتیگراد زیر صفر.ساعت ۴:۴۳ صبح روز بعد راب با کمپ تماس گرفت و گفت که هریس به آنها رسیده ولی هانسن در طول شب در اثر سرما مرده و هریس هم گم شده است.شرایط بد هوا رسیدن به بالای پلکان هیلاری را غیر ممکن کرده بود و تلاش‌های کوهنوردان برای نجات راب به دلیل شرایط بد هوا بی‌تنیجه ماند. در این شرایط شیر کپسول اکسیژن راب یخ زد و او قادر به استفاده از کپسول اکسیژن نبود. ساعت ۹ صبح راب در تماسش با کمپ گفت که مشکل کپسول اکسیژن را حل کرده ولی پس از سپری کردن شب در کولاک شدید دست‌ها و پاهایش یخ زده‌اند و نمی‌تواند خود را به مسیر طناب‌ها برساند.
آخرین تماس
در بعد از ظهر او دوباره با کمپ تماس گرفت و از آنها خواست که ارتباط او را با همسرش جان آرنولد از طریق تلفن ماهواره‌ای برقرار کنند. او در حالی که کلمات را به زحمت بر زبان می‌آورد، برای آخرین بار با همسرش در نیوزیلند صحبت کرد:
- سلام عزیزم. امیدوارم الآن توی رختخواب راحت و گرم خوابیده باشی. حالت چطوره؟- نمی‌دونی چقدر دارم به تو فکر می‌کنم.- بهتر از اونی که فکر می‌کردم به نظر می‌رسی. عزیزم جات گرم هست؟ با در نظر گرفتن ارتفاعی که توش هستم، من تقریباً راحتم.- پاهات چطورن؟- چکمه‌هامو در نیاوردم تا ببینم. ولی حدس می‌زنم که کمی دچار یخ‌زدگی شده باشه.- من منتظرم تا برگردی خونه . من فقط می‌دونم تو نجات پیدا می‌کنی. فکر نکن اونجا تنها هستی. من تمام انرژی مثبتم را برات می‌فرستم.- دوستت دارم. لطفاً زیاد نگران نباش.
تلاش‌های بعدی برای برقراری تماس با راب در آن شب و فردای آن بدون پاسخ ماند.
… و پایان داستان
دوازده روز بعد، کوهنوردانی که در حال صعود به قله بودند جسد راب هال را در حالی که در یک گودال یخی کم عمق به سمت راست تکیه داده و بدنش را لایه نازکی از برف پوشانده بود پیدا کردند.سارا هال فرزند راب دو ماه بعد متولد شد. همسر راب شرکت او را به Guy Cotter فروخت.
حادثه‌ی سال ۹۶ منجر به مرگ ۸ کوهنورد شد.جان کراکائور، نویسنده‌ی آمریکایی که در گروه راب حضور داشت و از فاجعه جان سالم به در برد در مورد حوادث آن صعود کتابی به نام "Into Thin Air" نوشت. او در کتابش به شرح حوادث و علل وقوع اشاره می‌کند. کراکاور تأکید می‌کند که علت اصلی مرگ راب این بود که حاضر نشد هانسن را رها کرده و قبل از به وجود آمدن شرایط نامساعد به کمپ برگردد.

منبع :http://en.wikipedia.org/wiki/1996_Everest_Disaster

*در هوای رقیق/جان کراکائور؛ترجمه :یحیی خویی.
تهران:نشرچشمه،1387
قیمت:60000 ریال