انقلاب مدیریتی در فدارسیون کوهنوردی


انقلاب مدیریتی
مدیران بسته به توانائیها و اختیاراتشان راهکارهای متفاوتی در برخورد با مشکلات و آسیبهای مجموعه تحت مدیریتشان می اندیشند.
رویکرد پیشبینانه:
در این رویکرد کلیه عواملی که ممکن است به بروز خطا در سیستم منجر شوند شناسائی شده و تاحد ممکن این عوامل حذف می شوند . مثلا" عامل خطای انسانی از عواملی است که احتمال بروز مشکل در سیستم را بالا می برد. مکانیزه کردن امور از جمله راهکارهای پیشبینانه حذف عامل خطای انسانی است.
رویکرد پیشگیرانه:
در این رویکرد نوع خاصی از مشکلات شناسائی شده و راهکارهایی اندیشیده می شود که قبل از ایجاد مشکل عامل آن رفع شود مانند تعویض قطعات ماشین آلات قبل از پایان عمر مفید آنها.
رویکرد واکنشی:
در این رویکرد مشکل ایجاد می شود و بعد راهکاری برای رفع مشکل اندیشیده می شود بعنوان مثال قطعه ای از یک ماشین دچار شکست شده و با توقف عملکرد آن قطعه جدید جایگزین آن شده و یا همان قطعه تعمیر و اصلاح می شود.
شاید بگوئید حالا اینها چه ربطی به کوهنوردی دارد. عجله نکنید ربطش را هم اشاره خواهم کرد.
اخیرا" مدیران محترم سازمان تربیت بدنی و پیروان آنها در فدراسیون کوهنوردی راهکار جدیدی را برای اجتناب از ایجاد مشکل در سیستم تحت مدیریتشان ابداع کرده اند و آنهم رویکرد حذف است.
در این نوع رویکرد جدید که خاص عقب مانده ترین رده مدیران است هر جا که احتمال خطا و مشکلی را بدهیم کلا" شرائط ایجاد مشکل را ریشه کن می کنیم مثلا" در یک کارخانه اگر احتمال می دهیم برای یک ماشین مشکلی پیش بیاید آن ماشین را از مدار حذف کرده و قید تولیداتش را می زنیم.
یک مثال کوهنوردی بزنم مثلا" اگر ما احتمال می دهیم برگزاری کلاسهای آموزشی کوهنوردی در زمستان همراه با خطراتی باشد کلا" برگزاری هر نوع کلاس آموزشی را در زمستان ممنوع می کنیم و اگر در فصول غیر زمستان هم مشکلی در برگزاری کلاسها پیش آمد بخشنامه جدیدی صادر می کنیم و برگزاری کلاسها را در مثلا" بهار هم ممنوع می کنیم.
البته این راهکارها همین تازگیها هم به ذهن این مدیران نرسیده و نمونه های مشابهش را هم قبلا" شاهد بوده ایم مثلا" عدم تمدید مجوز ریشه دارترین باشگاه کوهنوردی کشور بخاطر حادثه ای که برای تعدادی از اعضائش رخ داده و یا سرکوب کردن و بایکوت کردن تیمهای مستقل هیمالیانوردی بخاطر حوادث رخ داده در برنامه های این تیمها و نمونه های بسیاری دیگر که در خوشبینانه ترین حالت دلیل آن تکیه زدن افراد کوچک و بر مناسبی است که جایگاه آنان نیست.
مهدی فرهادی
-------------
پی نوشت:
طی روزهای گذشته بخشنامه ای طی این مضمون از طرف فدراسیون کوهنوردی صادر گشت:
متن بخش‌نامه که روز شنبه ۴ دی ۸۹ منتشر شده است را در زیر بخوانید:
شرايط صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌هاي ورزشي
شنبه ۰۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۴
بخشنامه فدراسیون به کلیه هیئت ها:
نظر به تدابير جديد ابلاغي از سازمان تربيت‌بدني درخصوص صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌هاي كوه‌نوردي و تصميم مورخه 29/9/89 درخصوص صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌ها و مسائل مربوط به آن رعايت گردد:
1- از تاريخ 1/10/89 تقاضاي صدور مجوز آموزشگاه كوه‌نوردي از سوي اين فدراسيون قابل‌پذيرش نخواهد بود، لذا ضروريست متقاضيان درخواست‌هاي خود را از طريق اداره‌كل تربيت‌بدني استان پيگيري نمايند.
2- آن دسته از متقاضياني كه قبل از تاريخ 1/10/89 اقدام به درخواست و پرداخت وجهي به حساب اين فدراسيون نموده‌اند مي‌توانند با در اختيار داشتن اصل فيش واريزي، وجوه پرداختي خود را از فداسيون مسترد و براي ادامه كار برابر مفاد بند 1 اقدام نمايند.
3- ادامه فعاليت آن دسته از آموزشگاه‌هايي كه مجوز آنها از سوي اين فدراسيون صادر شده و اعتبار آنها تا سال 1390 و 91 تعيين شده، منوط به اخذ تأييديه از اداره‌كل و يا اخذ مجوز در قالب باشگاه و يا مؤسسه ورزشي، وفق مقررات مربوطه خواهد بود. در اين ارتباط كاگروه‌هاي مربوطه مكلفند همكاري‌هاي لازم را با رؤساي آموزشگاه‌ها به‌عمل آورند.
4- صرفنظر از موارد فوق‌الذكر به‌علت ورود فصل سرما و احتمال حدوث خسارت جاني، هرگونه برگزاري دوره آموزشي توسط آموزشگاه‌ها تا تاريخ 15/1/90 ممنوع اعلام مي‌گردد.
هادي صابري
دبیر فدراسیون

----------
فقط «آموزشگاه ها» منع شده اند
اطلاعیه پایگاه خبری فدراسیون در خصوص بخشنامه ای که شبهه ناک و سئوال برانگیز شد:
«آموزش»؛ تأکید دائمی و رویکرد بدیهی و ذاتی فدراسیون
نظر به پرسش های مکرر هیئت های تابعه، پیرامون بند آخر بخشنامه ی اخیر در مورد مجوز فعالیت "آموزشگاه ها"؛ خاطر نشان می شود: تأکید دائمی و رویکرد بدیهی و ذاتی فدراسیون، بر اهتمام و جدیت در مقوله ی «آموزش» در سطوح مختلف بوده و هست. مع الوصف؛ بند مذکور صرفاً به منع "آموزشگاه ها" تصریح کرده، که معطوف بر مجوز در سایر بندهای الزام آور آن بخشنامه است. مغتنم و شایسته است از تمامی مربیان گرامی و دلسوز، که مجدانه در امرآموزش مشارکت و مساعدت داشته و دارند، تقدیر و تشکر نمائیم. امید است مربیان ارجمند بر خدمات ارزشمند آموزشی خود در قالب سایر برنامه ها و دوره های تشکیلاتی [هیئت ها، باشگاه ها و ...] بیش از پیش همت گمارند. -

گزارش شناسایی غار زرین رود زنجان

گزارش شناسایی غار زرین رود- زنجان
گزارش : فاطمه واقف



غار زرین رود- عکس: افشین یوسفی

پیرو نامه فرمانداری خدابنده از توابع استان زنجان در خصوص درخواست اعزام تیم تخصصی غارنوردی و غار شناسی برای بررسی ، نقشه برداری و ارائه گزارش در خصوص امکان سنجی غار زرین رود زنجان بمنظور توریستی نمودن غار ، انجمن غارنوردان و غار شناسان ایران ( در شرف تاسیس) ؛ تیمی متشکل از 15 غار نورد و غار شناس به منطقه اعزام نمود.
سرپرست تیم اعزامی بر عهده خانم فاطمه واقف بود که در تاریخ 14 و 15 مردا د ماه جهت اجرای برنامه به منطقه اعزام شدند . میزبان تیم غارنوردان آقای موسوی از اهالی شهر زرین رود و متقاضی توریستی کردن غار و سرمایه گذار احتمالی در غار بودند .
اعضاء شرکت کننده تیم : فاطمه واقف ( سرپرست برنامه ) یوسف واقف افشین یوسفی معصومه رجبی محمد عصارنژاد علی غلام حسینی مجید زراوندیمهرداد حاجی هاشمی امیر جلوانی شهریار بهزادیان آرش یاسمن پور نبی زمانیان میثم خوشقدمسهیلاصالح زاده دکتر هجرتی

اهداف این برنامه پیمایش غار ، اکتشاف مسیرهای پیمایش نشده ، نقشه برداری ، عکاسی و در صورت امکان غواصی در دریاچه انتهایی غار زرین رود می باشد . که در نهایت به ارائه گزارش ابتدایی از غار زرین رود به شورای شهر و کارشناسان مربوطه در شهر خدابنده می باشد.
پنج شنبه چهاردهم مرداد تیم ها از شهرهای مختلف تا ساعت 22 به محل اسکان خود که توسط آ قای موسوی در زرین رود مهیا شده بود وارد شدند و پس از صرف شام خود را برای فعالیت در روز بعد ( جمعه ) در غار آماده نمودند .
غار نوردان در دسته بندی های مختلف گروه بندی شده تا علاوه بر عدم ایجاد ترافیک در معابر سخت گذر .و گلوگاه ها امکان استفاده بهینه از زمان و همچنین حداکثر شناسائی ممکن غار در یک روز فراهم گردد .

تیم نقشه برداری : فاطمه واقف ، آرش یاسمن پور و نبی زمانیان
تیم عکاسی : افشین یوسفی ، معصومه رجبی ، محمد عصارنژاد ، میثم خوشقدم
تیم اکتشاف 1 : یوسف واقف ، امیر جلوانی
تیم اکتشاف 2 : مجید زراوندی ، سهیلا صالح زاده ، مهرداد حاجی هاشمی ، شهریار بهزادیان
تیم پشتیبان : علی غلامحسینی
تیم غواصی : دکتر امیر حسین هجرتی
همچنین دو نفر از افراد محلی ( اشرف و بهنام موسوی ) که غار را قبلا پیمایش نموده بودند به همراه تیم های اکتشاف وارد غار شدند .
روز جمعه ساعت 6 صبح پس از صرف صبحانه به وسیله ماشین های سواری اعضاء تیم به طرف دهانه غار که در 10 کیلومتری همدان قرار داشت حرکت نمودیم .

دهانه غار زرین رود در 10 کیلومتری زرین رود در محور غارهای علیصدر و کتله خور بین روستای داش بلاغ و آق بلاغ قرار گرفته است.

به گفته افراد بومی این غار در اسفند ماه سال 1384 بعد از یک زلرله توسط مردم روستا شناسائی و به کارشناسان هیئت کوهنوردی استان و یگاه حفاظت سازمان میراث فرهنگی استان زنجان گزارش شده . اولین بازدید غار اردیبهشت ماه سال 1385 صورت گرفته است.

در بررسی های اولیه که توسط هیئت کوهنوردی استان و کارشناسان میراث فرهنگی از پیمایش غار صورت گرفت پس از پیمایش 125 متر با شیب تند به سفره های آب زیرزمینی منتهی می شود . ویژگیهای منحصر به فرد این دریاچه و یا سفره آب زیرزمینی و قرابت این غار با غارهای توریستی کتله خور و غار علیصدر موجب شد که مسئولان محلی به منظور ایجاد امکانات گردشگری برای غار زرین رود و امکان توریستی نمودن این غار اقدامات را صورت دهند .

تیم غار شناسی انجمن غارنوردان و غارشناسان با این پیشینه برای پیمایش و کارشناسی غار با امکانات مورد نیاز از دهانه ورودی غار که در ارتفاع 1850 متری از سطح دریا قرار دارد به ترتیب تیمها وارد غار شدند

پس از ورود تیمهای اکتشاف 1. 2 که موظف به جستجو و شناسائی دالانها و مسیر های غار بودند تیم عکاسی وارد غار شدند همچنین تیم نقشه برداری آخرین تیمی بودند که وارد غار شدند . و آقای علی غلام حسینی بعنوان پشتیبان و هماهنگی لازم با تیم غواصی که قرار بود تا ساعت 11 صبح وارد منطقه شود در دهانه غار ماندند .

دهانه غار در امتداد شما ل به ابعاد 80 * 80 سانتیمتر است که در ادامه با شیب میانگین 45 درجه به طرف پائین امتداد دارد در دهانه غار یک سازه فلزی قرار داشت که به نظر میرسید در یک برهه زمانی جهت جلوگیری از ورود افراد نصب شده است . دالانها و دهلیزهای ابتدائی غار خشک و در اکثر موارد تنگ بود . دهلیزهائی که تیم را به طرف پائین هدایت میکرد بیشتر به یک شکاف عظیم در دل خاک بود و از تزئینات آهکی اثری نبود در بسیاری موارد اعضای تیم ها مجبور به عبور سینه خیز می شدند .
نقشه برداری در این شکافها تنگ که شیبهای تندی هم داشت مشکل تر بود .
ورود تیم ها در زمانهای متفاوت موجب شد و تیم ها بدون اخلال در کار یکدیگر وظائف خود را انجام دهند تاردر دهلیزها و گلوگاهها ترافیک بوجود نیاید.

وجود توده سنگ های در مجراهای ورودی به تالارها حکایت از ریزش های اخیر غار می نمود . سنگها اغلب بطور سست و نا مطمئن بر روی یکدیگر انباشته شده بودند و این مسئله نگرانی اعضاء تیم را بیشتر می نمود . گاهی برای فرود از چاهی با شیب 60 الی 70 درجه باید نهایت احتیاط صورت می گرفت تا در صورتی که سنگی از زیر پای کسی سر می خورد به دیگران آسیبی نرساند یا اینکه موجب ریزشهای آتی نشود .
از یک چاه عمودی که طناب پلاستیکی آویخته بود با احتیاط و طنابها حمایتی تک تک اعضاء فرود رفتند در حدود 165 متری عمق زمین به دریاچه آب ساکن که توده های بزرگ سنگ از آب بیرون آمده بود رسیدیم .

تیم های اکتشاف وقتی به دریاچه رسیدند یک تیم به سمت چپ و یک تیم به طرف راست حرکت نمودند تیم اکتشاف که طرف چپ حرکت نمودند پس از حدود 50 متر پیشروی به یک تالار بن بست منتهی شد که دارای تزئینات زیبائی است . تیم پس از بازدید از تالار به عکاسی در تالار میپردازد .

تیم اکتشاف دوم که به سمت راست حرکت کرده بود پس از عبور از کناره دریاچه بصورت دست به سنگ به یک تالار بزرگ به ارتفاع تقریبی 40 متر و عرض 20 الی 15 متر و طول تقریبی 150 متر میرسند .که به دو بخش فوقانی و تحتانی قابل تقسیم می باشد . بخش فوقانی که دارای تزئینات زیبا است از طریق یک راهی که در برخی موارد مجبور به عبور دست به سنگ است به همان نقطه شروع دریاچه منتهی می شد در واقع بدون اینکه با آب دریاچه درگیر شوید این حلقه را پیمایش می گردد .

در مرحله بعد وارد آبراه سمت راست شده و پیشروی را آغاز می نمایم پس از پیمایش 70 متر به صورت شناور به یک تالار بزرگ دیگر می رسیم . این آبراه در مقاطعی دارای عمق بیش از 10 متر و همچون آبراه قبلی در مقاطعی تنگ و گشاد می شود . تالار مذبور تالاری بزرگ با تزئینات مشابه تالار قبلی می باشد که در این تالار نیز آثار ریزش سنگهای بزرگ به کف تالار و دریاچه مشاهده می شود . با توجه به کمبود وقت نگاهی اجمالی به تالار انداخته و از یک آبراه موازی با آبراه ورودی به نقطه آغاز باز می گردیم در انتهای این آبراه جدید به یک معبر بسیار تنگ بر می خوریم که با جابجائی دو قطعه سنگ مسیر را از زیر سنگهای بزرگ به تالار اصلی می گشایم .

این دریاچه به طول تقریبی 200 الی 300 متر فاقد قابلیت قایقرانی ممتد به دلیل ریزش سنگها می باشد چرا را که در مقاطعی منقطع می شود . این قسمت از غار رطوبت بالا و دمای حدودا 15 الی 20 درجه می باشد . در هیچکدام از قسمتهای غار علائمی دال بر وجود خفاش دیده نشد .

طبق متراژی که تیم نقشه برداری پس از یک روز کار طاقت فرسا تا ابتدای دریاچه صورت داد 319 متر نقشه برداری انجام شد تا عمق 150 متری هیچ اثری از زیبایهای معمول غار استلاکتیت و استلاکمیتها نبود و اولین آثار تزئینات غار از عمق 150 متری دیده می شود .
تیم های عکاسی نیز وظائف خود را در خصوص ثبت تصویری خطرات غار در بخش ریزشی و زیبائیهای غار به بهترین شکل انجام دادند .

ساعت خروج از غار 5 بعد از ظهر اعلام شده بود و با توجه به محدودیت زمانی اکتشاف متوقف و به دستور سرپرست تیم ها جهت خروج از غار اقدام به صعود نمودند . به هنگام برگشت دو کیسه زباله از اطراف دریاچه جمع آوری و توسط مهرداد حاجی هاشمی و خانم واقف به خارج از غار منتقل شد . با توجه به اینکه این غار توسط افراد زیادی بازدید و پیمایش نشده است وجود زباله ها در کنار دریاچه و دهلیزهای منتهی به دریاچه تاسف آورو البته نگران کننده بود .

تیم غواصی که با تاخیر به منطقه وارد شده بود در حال انتقال تجهیزات و امکانات
به کنار دریاچه بود که با توجه به سنگینی و حجیم بودن وسائل و همچنین احتمال ریزش سنگ به هنگام انتقال وسائل و همچنین کمبود وقت به دستور سرپرست از ادامه کار منع شده و تیم غواصی برای بررسی و امکان سنجی غواصی در دریاچه به طرف پائین حرکت و وسائل غواصی توسط اعضاء تیم به بیرون انتقال داده شد . تیم غواصی نیز تا ساعت 7 بعد از ظهر طبق برنامه از غار خارج شدند .
نقشه غار زرین رود که تا ابتدای دریاچه رسم شده است به شرح ذیل می باشد . نقشه برداری تا ابتدای دریاچه در معابر سخت کاردشواری بود که انجام شد اما برای نقشه برداری از دریاچه نیازمند امکانات و زمان بیشتری می باشد.
در گزارش ابتدایی پیمایش غار زرین رو دحاکی از این مسئله است که بدلیل خطرات موجود (عمده ترین خطر خطر ریزش می باشد ) در راه برای پیمایش ؛ امکان توریستی شدن غار مقدور بنظر نمی رسد.
علی ایحال جهت تکمیل نقشه برداری و اکتشاف کامل غار زرین رود نیازمند اجرای یک برنامه دیگر در این منطقه می باشد.


-------------------------

مسیر به سمت دهانه غار- عکس معصومه (مسیحه) رجبی
تیم اول نقشه برداری - بخش اول غار- عکس: افشین یوسفی
عبور از گذرگاه های تنگ- بخش اول غار - عکس: میثم خوش قدم

دریاچه فرعی- بخش دوم غار- عکس: افشین یوسفی
تزئینات آهکی در شروع بخش دوم غار- عکس: میثم خوش قدم

تزئینات بخش دوم غار- عکس: میثم خوش قدم




تجهیزات غواصی برای دریاچه اصلی غار- عکس: افشین یوسفی




دریاچه اصلی غار - عکس: افشین یوسفی




----------------------------
همین گزارش در وبلاگ غارنوردان ایران

همین گزارش در وب سایت آزمایشی انجمن غارنودان و غارشناسان ایران





















سلام
احترامآً از جنابعالي و همراه گرامي دعوت ميشود تا در مراسم افتتاحيه نمايشگاه گروهي عكس طبيت با عنوان " چشم انداز " شركت فرماييد.

عكاسان : آقايان‌ عزيز عباسي ،‌ شاهين غفاري ، آرش كريمي ، آرش نصيري ، محمد امين صاحب پور

افتتاحيه : روز شنبه 11 دي ماه از ساعت 16 الي 18
بازديد :‌از يكشنبه تا چهارشنبه ساعت 9 الي 18 و روز پنجشنبه ساعت 9 الي 14

مكان : تهران ، خيابان سيد جمال الدين اسدآبادي - خيابان 21 - بوستان شفق - فرهنگسراي شفق - گالري شفق
تلفن : 88554019
با تشکر آرش کریمی

مسایقات عکاسی سونی




شرکت سونی طی روال سالهای قبل اقدام به برگزاری سری جدید مسابقات عکاسی در رشته های طبیعت، معماری و پرتره در ایران نموده است، از این رو تمام کسانی که با دوربین های حرفه ای اس ال آر آلفا ی سونی اقدام به عکاسی میکنند میتواند در این مسابقه عکاسی شرکت کنند

برای دیدن شرایط مسابقه و ارسال آن لاین عکس به لینک زیر مراجعه کنید



»»» هر رشته حداکثر 10 عکس و هر عکس برای آپلود اولیه کمتر از 500 کیلو بایت
»»» زمان 10 آبان تا 10 بهمن ماه 1389

آبان؛ ماه سیاه برای محیط زیست ایران

آبان 1389 بی‌شک یکی از سیاه‌ترین ایام برای طرفداران محیط زیست در ایران است؛ ماهی که همچنان در آن جنگل‌های بی‌نظیر بلوط در مریوان برای پانصد و بیست و نهمین بار در طول یک سال اخیر سوخت و هیچ نهاد مسئولی نخواست یا نتوانست دلایل این آتش‌سوزی پرتکرار را اعلام و یا آن را مهار کند.
متاسفانه در همین ماه فاجعه جنگل های گلستان هم رخ داد.
ماهی که در آن، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین پارک ملی کشور، یعنی پارک ملّی کویر هم به دست متولیانش در سازمان حفاظت محیط زیست (و برخلاف ماده 8 قانون به‌سازی و حفاظت محیط زیست) مورد تجاوزی آشکار قرار گرفت و اجازه اکتشاف و استخراج نفت به سرمایه‌گذار چینی در آن صادر شد؛ آن هم فقط برای 100 میلیون دلار. در حالی که مردم اشتوتگارت بیش از یک سال است که در برابر اجرای یک پروژه 7 میلیارد یورویی موسوم به «اشتوتگارت 21» مقاومت می‌کنند، زیرا بیم آن دارند که با اجرای این پروژه، 300 اصله درخت نابود شود.
و غم‌انگیز‌تر و حیرت‌آورتر از همه آن که در هشتمین روز از آبان ماه 1389، دیرینه‌ترین باغ اکولوژی ایران و خاورمیانه در نوشهر به بهانه احداث جاده‌ کمربندی برای بندرگاه نوشهر مورد تجاوز قرار گرفت و در کمتر از پنج ساعت، بیش از 50 هزار اصله نهال، درختچه و درخت دو تا 25 سال در محوطه‌ای به وسعت هشت هکتار تخریب شد؛ آن هم با مجوز فرماندار شهر. باغ اکولوژی نوشهر را همواره با باغ فلورانس در ایتالیا و کیو در لندن مقایسه می‌کنند و از همین رو به عنوان یک میراث طبیعی ملی، دارای شماره ثبت 17795 در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است، اما به جای آن که قدر چنین مجموعه‌های بی‌نظیری را بدانیم و آنها را از منظر توریسم علمی/ پژوهشی حرمت گذاریم، با دست خود، تیشه به ریشه این مزیت‌های ناهمتای وطن می‌زنیم، چرا؟ مگر ما چند پردیس دیگر در ایران داریم که دارای تنوع زیستی گیاهی به میزان 1400 گونه در سطحی به وسعت فقط 35 هکتار باشد؟ آیا واقعاً همه دلیل بن‌بست شهر نوشهر و گره‌های ترافیکی آن، باید به باغی با مساحت 35 هکتار ختم شود؟ آیا نمی‌شد با تخریب چند باب منزل مسکونی در محوطه‌ خانه‌های سازمانی بندرگاه نوشهر و پرداخت هزینه‌های آن، راهی خردمندانه‌تر و کم‌هزینه‌تر یافت؟ چگونه است که مسئولان سازمان بنادر و کشتیرانی نوشهر به خود حق می‌دهند که به زور و تهدید و به پشتوانه 200 نیروی گارد ویژه‌ خود بخشی از ثمره‌ پژوهشی بیش از نیم قرن تلاش دانشمندان و محققان ایرانی و بین‌المللی را ظرف چند ساعت نابود کنند؟ آیا اینگونه می‌خواهیم دانش‌بنیاد و دانایی‌محور حرکت کنیم و نشان دهیم که «پژوهش» برای‌مان مقدس و ارزشمند است؟ تا کی باید نشان دهیم که اصل 50 قانون اساسی برای ما صرفاً یک اصل ویترینی است و هرگز حاضر نیستیم از منافع اقتصادی بخشی و کوتاه مدت برای حفظ حیات اجتماعی رو به رشد مردم ایران بگذریم؟ یادمان باشد اگر این بار در برابر متجاوزان به باغ اکولوژی نوشهر کوتاه بیاییم و آنها را به مجازات نرسانیم؛ باید برای همیشه با خاطره‌ این پردیس‌های زیبا و پژوهش‌بنیاد در عرصه منابع طبیعی کشور خداحافظی کنیم.
منبع: اینترنت


نود و چهارمین نشست ماهانه‌ی انجمن
مکان و زمان:
سالن شهریاران جوان (خیابان استاد نجات اللهی)روز چهارشنبه یک دی ۱۳۸۹ از ساعت ۱۷ تا ۲۰
موضوع:اخبار کوه‌نوردیتقدیر از مدیران دوره‌ی پیش و معرفی مدیران جدیدگزارش لیلا اسفندیاری از تلاش برای صعود به K2
شرکت در نشست‌های ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان ابران برای همگان آزاد است.ورودیه برای اعضا ۲۰۰۰۰ ریال و برای سایرین ۳۰۰۰۰ ریال

دو کلام حرف حساب

چند وقتیه که به خاطر مشکلات زندگی و درگیری های روز مره حال و هوای نوشتن برای وبلاگ رو نداریم و هر کسی به کار خودش مشغوله و دنبال یه لقمه نون حلال برای زن و بچشه
به خاطر مشکلات فیلترینگ و فیلتر شدن سایتهای میزبان عکس بلاگ اسپات توسط دولت فخیمه ، گذاشتن پست های عکس دار مشکل شده و حتما باید با فیلتر شکن وبلاگ ها باز شوند تا کل عکسهای یک پست نمایش داده شوند.
در هر صورت مسعود حمیدی بی تاثیر از این هیاهوی روزگار مشغول ارسال ایملهای بامزه و بی مزه خودش برای دوستان هست و در این میان موجب انبساط خاطر دوستان میشه که اگه این ایملها هم نبود دیگه باید میرفتیم و افسرده و معتاد میشدم و آخرش از کنار کوچه و خیابون و توی جوف جممون میکردن
این یکی از ایمل های فورواردی دکتر مسعود حمیدی خودمونه که به کوهنوردی بی ربطه ولی با حال و هوای زندگی روزمره ما و فرهنگ ایرانیمون بی ربط نیست!
خواندنش بی لطف نیست اما پیشاپیش به خاطر کلمات داخل متن، کلماتی که همه ما در زندگیه روزمره از اونها استفاده میکنیم ولی اگه یه روزی اونها رو یه جایی مثل این وبلاگ بخونیم میگیم چقدر بی ادبن این جماعت! ازتون عذرخواهی میکنیم.

بنظر من آدمها دو دسته هستن:

یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور یا بی پول ترن که بهشون میگم گدا گشنه!

یا از من بهتر کار میکنن که بهشون میگم پاچه خوار یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم کون گشاد!

یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو!

یا از من هوشیارترن که بهشون میگم فضول یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو!

یا از من شجاع ترن که بهشون میگم احمق یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی وجود!

یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم چس خور!

یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی!

یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت یا رو راست ترن که بهشون میگم ساده لو!

و .........
.
.
.
خدا رو شکر که بقیه ی ایرانیا مثل من فکر نمیکنن والا معلوم نبود مملکتمون به چه روزی می افتاد!!!!!!!!!